آب و هوا ایران


    يكي از عوامل مهم زندگي انسان آب و هوا است. از اين رو، جغرافيدانان همواره به عنوان يكي از اجزاي اصلي چشم انداز جغرافيايي، به آن نگاه مي كنند. آن ها مطالعه ويژگي هاي آب و هوا را به صورت علمي و دقيق در محدوده خويش قرار داده اند تا جايي كه امروزه آب و هواشناسي، به صورت يك رشته كاملاً محرز علمي درآمده است.
وضعيت هوا كه تحت تأثير عواملي مانند دما، رطوبت، فشار، ابرناكي، تابش و باد است (علائم سينوپتيكي) درزندگي روزانه تأثير دارد؛ ولي عاملي كه مهم تر است حاكميت يكي از اين عوامل است كه وضع هوا را مشخص مي كند. مثلاً مي گوييم امروز هوا سرداست، امروز هوا گرم است، يعني دراين وضع و شرايط سرد بودن هوا، كاهش درجه دماي هوا حاكميت بيشتري داشته، در صورتي كه در هواي سرد، باد، ابر و رطوبت نيز وجود داشته است. دررابطه با آب وهواي ايران مي توان گفت كه به طور كلي كشور ايران تحت تأثير دو عامل قرار دارد.
عوامل محلي
به عواملي گفته مي شود كه در كشور ايران موجود و خاص جغرافيايي اين كشور است و از سالي به سال ديگر تغيير نمي كند. مانند عرض جغرافيايي هر مكان، ضخامت جو در هر مكان، زاويه تابش خورشيد و يا پوشش سطحي زمين.
    عوامل بيروني
    كه عبارتند از آنهايي كه در كشور ايران وجود ندارند و از بيرون وارد ايران شده و اقليم ايران را كنترل مي كنند. مانند فرابا سيبري، بادهاي غربي گرماي صحراي عربستان و سيكلون هاي مديترانه اي غيره…
حال هر يك از عوامل را بررسي كرده، تأثير آن را در رابطه با آب و هوا بررسي مي كنيم.
 عوامل محلي
(مقدار تابش) كه در هر مكان بستگي به عرض جغرافيايي و جهت ناهمواري ها دارد. هر چقدر از جنوب ايران به طرف شمال ايران مدنظر باشد، زاويه تابش كمتر و مايل تر، ولي مدت تابش بيشتر مي شود. پس نتيجه مي گيريم در صورتي كه عوامل كنترل كننده اقليم ايران مدنظر نباشد، در طول سال معمولاً جنوب ايران به طرف شمال ايران، از مقدارتابش كاسته مي شود. موضوع مهم ديگر مربوط به مدت تابش است كه در اين رابطه مي توان گفت: مدت تابش در هر منطقه با عرض جغرافيايي منطقه رابطه مستقيم دارد. مثلاً در تابستان و اواخر بهار و يا اوايل فصل پائيز از نظر مدت زمان انرژي رسيده به سطح زمين، بيشترين مقدار را مي توانيم داشته باشيم.
  جو زمين و عوامل مهم آن
تركيبات جو زمين، آئروسل، بخار آب و ضخامت جو در جذب انرژي خورشيد در اتمسفر و پراكندگي آن و انرژي برگشتي به شدت تأثير دارد.
ناهمواري ها
به دو صورت عمل مي كنند: الف) به صورت سد يا موانع، مانند رشته كوه البرز و زاگرس، ب) با افزايش ارتفاع، باعث تغييرات در ميزان دما و فشار مي شوند. افزايش ارتفاع مي تواند باعث كاهش درجه حرارت دما در هر ۱۰۰۰ متر ۶ درجه سانتيگراد شود و علاوه بر آن كم شدن ضخامت جو، باعث كاهش فشار و يا ناهمواري ها باعث كاناليزه شدن هوا گردد. اختلاف فشاري كه معمولاً ميان مناطق مرتفع و مناطق پست مجاور وجود دارد، باعث ايجاد بادهاي باران محلي مانند بادهاي صد و بيست روزه سيستان كه در دوره گرم سال از ارتفاعات شمال شرق ايران به سرزمين هاي جنوب شرقي ايران مي وزد مي شود و اين باد با تغيير فشار در زمستان از بين مي رود.
پوشش گياهي
يكي ديگر از عوامل مؤثر بر اقليم هر مكان پوشش گياهي است كه معمولاً با عنوان آلبدو نمايان مي شود و از انعكاس تابشي خورشيد از پديده هاي پوشاننده سطح زمين مانند درختان، ماسه زارها و… به وجود مي آيد. مثلاً زمين هاي ماسه اي داراي آلبدوي زيادي هستند و گرماي ويژه كمتري دارند و زودتر گرم مي شوند و زود گرماي اضافي را به محيط پس مي دهند و يا درختان و يا مناطق جنگلي شمال ايران آلبدوي كمتري دارند، اما به دليل تبخير و تعرق زياد جنگل ها خنك تر از مناطق اطراف خود هستند، چون گرماي ويژه درخت زياد است يعني گرماي بيشتري جذب مي كند و باعث تبخير مي شود و هوا را خنك تر مي كند.
عوامل بيروني اثرگذار در اقليم ايران
    ۱) تأثير سرزمين هاي دوردست بر اقليم ايران مانند مناطق كم فشار سودان كه در بارش هاي جنوب غرب ايران منشأ حرارتي و سيستم باران زا در دوره سرد سال به شمار مي رود.
۲) تأثير همسايه ها بر اقليم ايران مانند مناطق كم فشار پاكستان كه در اثر بخار آب خليج بنگال كه در دوره گرم سال در امتداد دامنه هاي جنوبي هيماليا وارد ايران مي شود و موجب ريزش باران هاي موسمي در فصل گرم مي شود و ما اغلب شاهد سيل در جنوب شرقي ايران در فصل گرم هستيم كه ناشي از اين سيستم است.
۳) تأثير گردش عمومي هوا يا گردش سياره اي كه در اثر گردش وضعي زمين و در نتيجه يكسان نتابيدن خورشيد باعث به وجود آمدن سلول هوايي (هدلي) و(رزباي) در منطقه حاره و قطب مي شود و از طرفي گردش زمين باعث جابه جايي هوا از منطقه استوا به طرف قطب و از منطقه قطب به طرف استوا مي شود كه نتيجه اين جابه جايي به وجود آمدن مناطق پرفشار وكم فشار در سطح كره زمين و حاصل آن به وجود آمدن بادهاي بسامان و غربي و جبهه رودباد قطبي و پرفشار جنب حاره و با پديده غالب فصول گرم رودباد جنب حاره و يا كمربند همگرايي حاره اي مي شود كه هر يك به صورت جداگانه بر اقليم ايران در فصول مختلف تأثيرگذارند.
كمربند همگرايي حاره اي
در رابطه با نفوذ تشكيل آن مي توان گفت كه محل برخورد بادهاي آليزه شمالي كه وزش آن درجهت شرقي به جنوب غربي در نيمكره شمالي در محل استوا است و جهت وزش آن در نيمكره جنوبي در محل استوا از جنوب غربي به شمال شرقي است كه در منطقه استوا آميزش اين توده هوا در نتيجه حركت وضعي كره زمين، باعث انحراف آن به سمت غرب تحت عنوان بادهاي شرقي يا كمربند همگرايي حاره اي مي شود. موقعيت آن نسبت به تغييرات فصل وتابستان خورشيد در سطح كره زمين متفاوت است كه در ايران با عنوان بادهاي موسمي از جنوب شرق ايران وارد سيستان و بلوچستان مي شود كه پديده غالب فصول گرم ايران است وچنانچه اجازه دهند تا شهر تهران هم نفوذ مي كند كه ما در سال۱۳۶۰ شاهد بارندگي هاي سيل آسا در شهر تهران بوديم.
رودباد جنب حاره
    كه پديده غالب فصول گرم كشورها است و معمولاً از طرف غرب وارد ايران مي شود و اقليم ايران را تحت تأثير خود قرار مي دهد و با توجه به فصل، موقعيت و ارتفاع آن متفاوت است كه معمولاً اين پرفشار در فصل گرم بر روي كشور با سرعتي آرام قرار گرفته و مانع از نفوذ بادهاي غربي و يا ايجاد هر نوع پايداري در ايران مي شود. در فصل سرد، به عرض هاي پايين تر منتقل مي شود و از نظر موقعيت بر روي كشور بحرين قرار مي گيرد و اجازه ورود به بادهاي غربي مي دهد كه به كشور ما وارد شوند و ايجاد ناپايداري مي كنند.
پرفشار جنب حاره
در فصول گرم كه شرايط پايداري و نفوذ رودبار جنب حاره بر كشور ايران حاكم است، به علت تابش خورشيد، شرايط پرفشار در زير آن به صورت پراكنده در نيمكره شمالي تشكيل مي شود و پرفشار خاصي كه اقليم كشور ايران را كنترل مي كند بر روي مجمع الجزاير آزوف در شرق اسپانيا فعال مي شود و جهت نصف النهاري به خود مي گيرد (از جنوب به طرف شمال حركت مي كند) و به طرف ايران مي آيد وبه علت اين كه كشور ايران در مسير آن قرار دارد، در زير رودباد جنب حاره بر روي ايران قرار گرفته و از هرگونه ناپايداري جلوگيري به عمل مي آورد و از طرفي استقرار طولاني مدت آن بر روي كشور ايران و شرايط آب و هواي حاكم فصل تابستان قاره اي حاره اي را در مركز ايران ايجاد مي كند كه در حالت هاي خاص قرار گرفتن و در ارتفاعات بالا باعث فرود بادهاي موسمي و بارندگي در شمال غرب ايران مي شود. از جمله عوامل يا پديده هاي غالب اثرگذار در فصول سرد در آب وهواي ايران بادهاي غربي است كه اين بادها معمولاً داراي ۳ فرود هستند كه يكي از فرودها بر روي درياي مديترانه انجام مي شود كه هواي سرد از عرض هاي بالا به طرف عرض هاي پائين حركت مي كند و در محدوده درياي مديترانه در اثر برخورد توده هواي جبهه قطبي و هواي گرم سطح آب درياي مديترانه در اثر برخورد دو توده هواي جبهه قطبي وهواي گرم سطح آب درياي مديترانه باعث ايجاد جبهه هوايي مي شود و باعث هدايت آن به سمت ايران با عنوان سيكلون كه در مسير از روي ايران مي گذرد. پديده غالب ديگر فصل سرد در ايران نفوذ توده هواي فرابار سيبري است كه از عرض هاي بالا به طرف جنوب حركت كرده، به سمت كشور ما و آسياي ميانه رانده مي شود كه در زمستان بخشي از اين پرفشار به صورت موجي از هواي سرد و خشك از طرف شمال شرق وارد ايران مي شود و سرماي شديد وخشكي هوا ايجاد مي كند و چنانچه اين پرفشار بر روي درياي خزر قرار گيرد، در اثر اختلاف حرارت هواي سرد و هواي گرم سطح دريا از سمت پائين ناپايدار شده باعث بارش هاي شديد در بابلسر و انزلي مي شود. موقعيت فصلي رودباد جنب حاره كه در فصل تابستان تا روي كوه هاي البرز و در زمستان بر روي كشور بحرين قرار مي گيرد. فصل بهار در ايران كوتاه و زمستان ها طولاني آغاز مي شود و دليل آن اين است كه عقب نشيني آن خيلي آهسته تر و پيشروي آن در بهار سريع تر انجام مي شود و سريع از جنوب به شمال ايران حركت كرده، تمام سطح ايران را تا كوه هاي البرز مي پوشاند.