تاریخ

 

تاريخـﭽـه اقليم كُردستان
گفتمان کوتاه را در دست گرفته و برای کوتاه مدتی، خواننده گرامی را با خود به قعر تاریخچه این اقلیم رهنما می کنیم و البته صرفا برای بیشتر آشنا کردن گردشگران عزیز به این کار رومی آوریم. بر همگان آشکار است که کردستان و البته نه اقليم كُردستان – عراق، بلکه تمامی خاک کردستان که متاسفانه هم اکنون بر کشورهای (عراق، سوریه، تورکیه و ایران) تقسیم گردیده، مهد بشریت و مرکز اولین پیدایش تمدن انسان بوده است. گروهها و دسته هایی از کردها در خراسان و جمهوریهای شوروی (آزربایجان، ارمنستان و گرجستان و ديگر كشورها) بسر می برند. كُردستان دارای تمدن بسيار کهن است و این چند با كشف آثار بسیاری به دست باستان شناسان و مستشرقان به ثبوت رسید، قدمت این آثارها به بیش از شصت هزار سال قبل از ميلاد تعلق دارد و بار دیگر حقيقت تمدن کهن کردستان به تأييد رسيد. آثارهای گوناگون از جمله استخوانهاى بدن انسانهاى أوليه که ﭽندى از نمونه هاى آن در غار شاندر، در نزديكى روستاى “زويا جمى” یافت شده است و تاريخ  آنها به حدود بیش از ده هزار سال قبل از ميلاد ميرسد. همـﭽنين افزارها و وسائل اوليه كشاورزى كشف شده است، ﭽنانكه محقق و باستان شناسان در روستاى “جرمو” از توابع شهرستان (ﭽمـﭽال) تعدادى از این افزار اوليه كشاورزى را از دل خاک بدر آوردند، همچنین برخى از وسائل خانگى كه قدمتشان به حدود هفت هزار سال پيش از ميلاد ميرسید در همان مکان یافت شد. لازم بذكر است كه اين دو روستا در عرصه جهانی از بين كهن ترين روستاهاى كشاورزى به شمار می آیند.

برای شناخت بیشتر اقليم كُردستان، باید پارا فرانتر نهاده و همچنان که گفته شد به تاریخ کردستان روآور شویم، این سرزمین از (۳۰۰۰ ق. م) دارای حکومتهای ملوک الطوائفی بوده و ساکنان اساسی آن همانا (کاسنی، کاردوخی یا کاردوکی، گوتی، لولوبی و حالدیها) بودند. بعدها این اقوام که همگیشان از اجداد مادها (کردها) بودند، با هم اتحاد کردند. مادها اولین دولت یا امپراتور بودند که در این سرزمین توانستند سپاه بزرگ تشکیل دهند و مناطق زیادی را تحت تصرف خویش سازند، آنها بودند که حکومت خونریز آشور را از بین بردند. دولت ماد (هوو خشتره) توانست دولتهای نیرومند آنزمان یعنی (آشور و بابل) را ضعیف نماید و بر تمامى ارمنستان و آسیاى صغیر تا رود هالیس دست یافتند. عیلام، پارس، هیرکانی، طبرستان و باکتری از دولت ماد اطاعت میکردند. این دولت اصول کشورداری قبایل متحد و فنون نوین جنگ را بوجود آوردند و چنانچه کوروش بنیانگوزار هخامنشی از آداب و رسوم و حتی طرز پوشاک مادها بهرمند شد. نام ماد برای نخستین بار در کتیبه (شلم نصر دوم) در سال (۸۴۴ ق. م) ذکر شده و (شمسی آداد) نیز نام مادها برده و (تیگلات پالسر چهارم) در (۷۴۴ ق. م) به ماد لشکر کشید. آثار این دوره متأسفانه به کمی در باقى مانده است، بعضی از اثار معروف این دوره عبارتند از: (مجسمه شیری از سنگ در نزدیک همدان، صورت حجاری شده مردی با لباس مادی در دخمه ای نزدیک سرپل ذهاب، تصویر فروهر بر سنگ در بالای دخمه ای در لرستان که اکنون انرا “اتاق فرهاد” میخوانند، تصویر حجاری شده مردی در حال پرستش در دخمه کوچکی در ده “نواسحق وند” نزدیک کرمانشاه، تصویر شاه و روحانی در دو طرف آتش در قزقاپان و علاوه بر اینها شهر همدان با هفت قلعه رنگارنگ و کاخی که در آن بوده) نشان دهنده تمدن درخشان ماد است.

تاریخ دولت ماد با آغاز دولت هخامنشی به پایان رسید، یونانیها بارها دولت هخامنشی را (ماد، پارس) نام برده اند و بعد از هخامنشیها، یونانیها حکمدار این سرزمین شدند. لازم بذکر نیست تا تاریخ را دوباره نویسی کنیم و تنها می گوییم که دولتها یکی پس از دیگری از نژادهاد جوداگانه آمدند و از بین رفتند، اما کردها همواره بخش مهم از دولتداری در این سرزمین بوده اند و با وجود تمامی فشارهایی که بر آنها وارد شده، همیشه حکمرانی مناطق خویش را در دست داشته اند. دشمنان كردستان بارها بر اين بوده اند كه كردها و سرزمين وسیعشان را تقسيم كنند و در این راستا از هر گونه ستم و خراپکاری دریغ نورزیدند. اولين تلاش بزرگ برای این کار، از طرف هر دو امپراطورى ترک نژاد صفوى و عثمانى، از طریق جنگ چالدران بوده است. این جنگ روستا و آبادیهای کردی را ویران و خاکشان را سوزاند، مردمانش را به دست هلاک سپارد و هر دو دولت از این کارها بی باک بودند، زیرا جنگ بر خاک و مال کردها بود. در جنگ چالدران، عملا برای اولین بار کردستان تقسیم شد و پس از آن تقسيمات “مرزى – اداره اى” ديگرى در قرن هيجدهم و نوزدهم بين اين دو امپراطورى (دو دشمن سرسختِ كردها) صورت گرفت.

آخرين بار در قرن اخیر و پس از شکست عثمانیها در برابر متحدین اروپایی، در سال (۱۹۱۶ م) به موجب معاهده “سايكس بيكو”، کردستان بزرگ از طرف (روسیه، فرانسه و انگلستان) به چهار بخش در چهار دولت تقسیم گردید که همراه با اعمال ظلم باعث تضعیف کُردها و از دست دادن استقلال آنها و متلاشی شدن یکپارچگی ملت کُرد گردید. به موجب این معاهده بخش جنوبى كُردستان در سال (۱۹۲۵ م) با هر یک از ولایتهای (بغداد و بصره) تبدیل به کشوری تازه به نام “عراق” شد و این خود آغاز بزرگترین نوعهای کوشتار کردها در این پارچه از کردستان بود. دولت تازه شکل گرفته عراق، از همان آغاز و با پشتیوانی انگلستان پایمال حقوق ملًت کرد را شروع کرد. در برابر، جنبشهای آزادیخواهانه كردها در بخش های مختلف کردستان برای پس گرداندن حقوق ملى و تاريخ محتل شده شان، هرگز متوقف نشد و در برابر تمامی ستمهایی که در برابرشان اعمال شد، پایداری کرده و در سال (۱۹۵۸) بعد از فروپاشی دولت پادشاهی، مليت خود را به عنوان دومين ملت در عراق و در قانون اساسى این کشور ثبت کنند.

دیری نپایید که حكومت عراق قانون اساسی را زير پا گذاشت و حقوق کرد را پایمال کرد و کورد ناچار بئ عکس العمل شدند. حکومت عراق نیز به جای بازگشتن از غلت، در سپتامبر (۱۹۶۱ م) یورش ناجوانمردانه خود را بر ضد مردم بی گوناه كرد، به وسیله هواپیماهایش آغاز کرد و باعث به وجود آمدن جنبش تازه آزادیخواهی آنها به نام (جنبش ایلول) شد. پایداری ملت کرد و خون هزاران شهيد اين جنبش، باعث شد تا معاهده (مارس ۱۹۷۰ م) بين (مصطفی بارزانی) رهبر كردها و حكومت عراق به رئاست حزب “بعث” امضاء شد كه در آن حقوق ملت كُرد به رسمیت شناخته شد. ولى بار دیگر حكومت عراق به اين معاهده عمل نكرد و در سال (۱۹۷۴ م) یک طرفه نقض معاهده را اعلام نمود و جنگ خود علیه كُرد را دوباره آغاز كرد. این جنگ خانمان سوز بود و باعث ریختن به ناحق خون هزاران شهيد شد، هزاران روستای كُردى با توپ و بومبارن وحشیانه ویران شدند.

کارهای حكومت بعث عراق تنها در جرائم ضد انسانى خلاصه نميشود، بلكه آنها دقیقاً سیاست زمین سوخته را علیه مردم بی دفاع به کار گرفته و ﭽاههاى آب و جوی و جویبارها را خشکانیدند و درختان را سوزانده و آبادیها را ویران میکردند. هدف آنها تنها ازبین بردن كرد، از راه از بين بردن منابع رزق و روزى آنها بود. آنها سیاستهای نفرین آمیز گوناگون برای این کار سود جستند، از جمله ویران کردن بیش از چهار هزار روستا و انتقال روستائیان به ئوردوگاههای اجباری، سپس جایگزین كردن هزارها خانواده عرب  بر زمين و اموال روستائیان كرد در مناطق تخلیه شده کرد.

دولت بعث با عقلیتی ناکام هدفشان از بین بردن ملت کرد بود و در این راستا بسیاری از اعمالهای وحشیانه را انجام دادند، آنها كردهاى (ايزدى، شبك و فيلي) را با تهدید و زور ناچار به تغییر هویت کوردی به هویت عربی میکرد، روز (پنجم آبريل ۱۹۸۰ م) آغاز از بین بردن کردهاد فیلی در بغداد بود و این کار از شرق بغداد آغاز شد. بعد از تصاحب اموال و سامانشان، پنج هزار تن از آنان را کشته و بقیه را از دیار بیرون کرده و قسمت زیادی از آنان را به ایران راندند. این اعمال وحشیانه برای آنان بسنده نبود و در (۱۹۸۳/۷/۳۱) هشت هزار تن از مردان طائفه بارزانی را دستگیر و به تدریج به قتل رساندند. برای بعث این اعمال به عادت تبدیل شد و مردم بی پناه كرد را بدون اينكه هيـﭺ  اثرى از آنها باقى بماند، دسته دسته به قتل ميرساند. با همه اين ها، كُردها به جنبش و انقلابهای آزادی طلبانه خود ادامه دادند و در برابر ظلم و ستمهای متضاد با ارزشهاى هموطنی و همزيستى، سر تسلیم فرود نیاوردند.

شکنجهای سخت زندانهای انفرادی، گلوله باران سلحشوران کرد در اماکن عمومی و تخریب روستاها و کوشتار دست جمعی کرد در عراق، برای بعثیان بسنده نبود. به همین جهت هواپیماهای رژیم فاسد بعث در (۱۹۸۷/۴/۱۶) به بمباران شیمیایی روستاهای “بالیسان و شیخ وسان” دست بردند و در لحظه کوتاهی، موجب كشته شدن شمار زيادى از روستانشینان بی دفاع شدند، ولی اینبار تنها انسانها نبودند که میبایست بمیرند، بلکه پرندها و حيوانات اهلى و وحشى نیز همان سرنوشت را دارا شدند.

کوشتار و بیداد رژیم بعث به جایی رسید که دیگر زبان توان گفتن و گوش توان شنفتن را ندارد، این بار رژیم پست برای نابود کردن کرد و با بی شرمی تمام، نام سوره “انفال” را بر وحشیانه ترین عملیات سربازی یا کوشتار جماعی کرد نهاد، این کوشتارها از (۱۹۸۸/۲/۱۹) شروع شد و تا (۱۹۸۸/۹/۶) ادامه يافت و در شش مرحله صورت گرفت. هدف از اين حملات از بين بردن نژاد كُرد و غارت و چپاول آنها در کردستان عراق بود و همانا انتخاب کلمه “انفال” بهترينِ دلائل، بر حلال دانستن خون و أموال مردم كُرد است. اين حملات تمامی شهرهای: (كلار، كفرى، دربنديخان، خانقين، دوبز، ﭽمـﭽمال، قرداغ، دولی جافان در دوکان، زاخو، دهوك، حومه كركوك، كويه، شقلاوه، و عماديه) را دربر گرفت. در این سری عملیات وحشیانه، سپاه بعث بیش از سد و هشتاد و دوو هزار تن از (کودکان معصوم، زن و مردان بی گوناه) را در کمال درندگی به سود صحراهای خشک عراق راند و بخشی از آنان از فرط گرسنگی و تشنگی مردند، بقیه انفال شده گان نیز زنده زنده در مقبره های دسته جمعی زیر تلهای خاک قرار داده شدند و بدین ترتیب (۱۸۲۰۰۰) انسان بدون ارتکاب هیچ گوناهی و تنها به خاطر کرد بودنشان، به شهادت رسیدند.

حلبچه شهری که نامش جاودانه شد، تاوان دیگری که تا ابد در محافل دولتی و ملی به مثابه پلیدترین کار بشریت بازگویی شده و میشود، تنها ظرف چند دقیقه و در (۱۹۸۸/۳/۱۶) بمب شیمیایی بعثیان از نوع خردل و با بوی سیب، پنج هزار تن از زن و بجه های این شهر را به سوی ملکوت اعلی و بهشت برین رهنمود شد و بیشتر از ده هزار مجروح به جا گذاشت. اين بمباران شيميايى باعث از بين رفتن همه نوع موجودات از گیاهان و حيوانات گرفته تا سمى شدن هوا و محيط اطراف آن شد و تا به امروز هم بسیارند كسانى كه از تاثيرات منفى گازهاى شيميايى آن، در رنج و ناخوشی زندگیشان را به سر می برند.

ستم و بیداد بعث باعث انقلاب کردی در (۵/۳/۱۹۹۱) شد که طی آن بعث از تمام شهرهای کردی رانده شد، ولی متأسفانه ناکامی مجمع جهانی در فریادرسی ملًت کرد باعث بازگشت رژیم به بخشی از کردستان شد و بخشهای دیگر که هم اکنون اقلیم کردستان نامیده میشود، توانست دارای مؤسسات دولتی خود تا به امروز شود. بعد از سقوط نظام بعث و آزادى عراق در سال (۲۰۰۳) گورهای دسته جمعى در سراسر خاك عراق هويدا شد كه بيشترينِ قربانيان داخل این گورها از نژاد كُرد بودند، بدين شیوه جرائم نظام بعث یکی پس از دیگری برای جهانیان ئاشکار گشت که متأسفانه شمار بسيار زيادى از ملت كرد را از بين برده بود.

همگام با سقوط رژیم بعث، برای اینکه باری دیگر دیکتاتور در عراق به قدرت نرسد و تاوانها دوباره نشوند، همچنین برای ایجاد همزیستی بهتر میان هموطنان عراقی از (کرد، عرب و تورکمان)، ملًت کرد نقشی بسیار عالی در تشكيل کردن حكوت جديد عراق ايفا كرد و در تدوين قانون اساسى جديد كشور به طور جدی کوشیدند. به موجب قانون اساسی جدید، سیستم سیاسی عراق تبدیل به حکومت فدرال شد و نام عراق به (جمهوری فدرال عراق) مبدل گشت. دولت محلی کرد نیز نام “اقليم كُردستان – عراق” را برخود گرفت و در قانون اساسی حق و حقوق (سیاسی، أداری، اقتصادی و فرهنگی) خود را به موجب قانون اساسی دارا شد. ولى مناطق زیادی از خاک كردستان عراق باقی ماند که تا كنون تحت مديريت كُردستان قرار نگرفته اند و به نام (مناطق کردستان خارج از اقلیم) نام یافت، این مناطق در اصل خاک کردستان است و بیشتر ساکنانش هم کرد و بخش کمی از عرب و ترک است.

خلاف بر سر حکمداری این مناطق مابین اقلیم کردستان و حکومت فدرال هست، حل این خلاف به بند (۵۸) دستور مؤقت عراق موکًل گردانده شد و سپس این بند جای خود را به بند (۱۴۰) قانون اساسى عراق واگذار کرد. که به موجب آن حق انتخاب به خود سكان اين مناطق داده شده كه اختیار انضمام مناطقشان به اقلیم كُردستان را برگزینند، با این وجود تا به حال تطبیق اين قانون به اتمام نرسیده و به همین جهت بخش بزرگی از كُردستان، همچنان بیرون از دولت اقلیم هستند. تا كنون ﭽندين انتخابات پارلمانى و انجمنهاى استانها انجام داده شده است و امروز كُردستان داراى دهها مؤسسه حكومتى و مدنى است و توسعه اقتصادی در اقليم همیشه پایدار است. امنيت و آسايش در کردستان در پابرجاست و همزيستى مابین تمامی اطیاف و اقشار داخل کردستان اعم از کرد و تورک و موسلمان و مسیحی و ایزدی و دیگران نیز برادرانه و در سطح بالاست. گردشگری يكى از ميادينى است كه رشد و توسعه ﭽشمـگيرى به خود گرفته و طبیعت زیبا و دلربای این سرزمین خود باعث جذب گردشگران است، ما سعى بر آن داريم كه بوسيله اين راهنما شاخصها و خصوصيات و مزایاى آن را در کردستان نمايش بدهيم.